خرید بک لینک
داریم به دوره ای نزدیک میشیم که احساس تنهایی در من شدت میگیره. احتیاج دارم با یکی حرف بزنم، جنسیتش مهم نیست اصلا...فقط یکی باشه که بشه باهاش حرف زد. همین که عقل و زبون داشته باشه کافیه.من نمیفهمم چرا برقراری ارتباط تو قرن ۲۱ انقدر سخت شده. آدما اصلا دوست ندارن باهات حرف بزنن.دوست ندارن اطرافشون باشی و تلاش های تو برای ارتباط برقرار کردن رو هم نمیبینن.جالب اینجاست که همشونم از تنهایی و بی همصحبتی مینالن.یکی بیاد با من حرف بزنه.من احتیاج دارم که حرف بزنم....

برچسب: نویسنده: یاسین حیدریان تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:20

آخرش منم مثل هانا بیکر چندتا کاست پیدا میکنم و میشینم 13تا نوار پر میکنم و از روزها، و لحظه هایی میگم که داشتم برای زندگی کردن میجنگیدم و دیگرانو التماس میکردم که کمکم کنن و نزارن من ناامید بشم ، ولی هیشکی محض رضای خدا، به هیچ جاشم حسابم نکرد. فعلا دنبال یکی مثل تونی ام, به محض اینکه فرد قابل اعتمادم رو پیدا کنم بهش فکر میکنم.

تونی جان بیا.من منتظرتم عزیزم. زود بیا.

برچسب: نویسنده: یاسین حیدریان تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:20

به راستی که معلمی شغل انبیاست.ما هم حضرت ایوبیم. واقعا صبر جزیل میطلبه این شغل.مخصوصا شنبه ها، مخصوصا با کلاس هفتمی ها. خدایاااااا از صبح اونقدر گفتن خانوم معلم که دیگه دارم دیوونه میشم. خودشم خانوم خالی نمیگن، خانوم معلمممممم.20 نفر بیشتر نیستن و هرکدوم بالغ بر 500بار در طول یک کلاس میگن خانوم معلم. حالا به تازگی معادل انگلیسی معلم رو یاد گرفتن، بهشون میگم شما دیگه معلم رو به انگلیسی یاد گرفتین ، انقدر به من نگین خانوم معلم بگین تیچر. بعد دو ثانیه:_خانوم معلم_عزیزم قرار شد نگی خانوم معلم._ببخشید خانوم معلم، تیچر

برچسب: نویسنده: یاسین حیدریان تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:20

صفحه بندی